تبلیغات
محدث - نقدی بر مقاله زن اشتغال و خانواده در اسلام
سه شنبه 17 آذر 1388

نقدی بر مقاله زن اشتغال و خانواده در اسلام

سه شنبه 17 آذر 1388

نوع مطلب :

 

به نام حضرت دوست

خدمت شما اساتید و دانشجویان محترمی كه اكنون در حال مشاهده این وبلاگ هستید عرض سلام و ادب و احترام دارم.

همانگونه كه مستحضر هستید چندی قبل مقاله ای در روزنامه كیهان منتشر شد با عنوان«زن اشتغال و خانواده از دیدگاه اسلام» كه بنده در همانوقت مقاله مذكور را كه به قلم برادر محترم آقای مجید محمدیان نوشته شده بود را نقد كردم. اما كیهان به خاطر مسائل صفحه بندی قول داد در اولین تاریخ كه روزنامه اش صفحه اجتماعی دارد نقد من را نیز منتشر كند كه مصادف با امروز سه شنبه شد.

از شما خوانندگان محترم كه برای خواندن متن مذكور زمان گذاشته یا می گذارید ممنون و سپاسگزارم.

اصل مقاله كه در دو شماره كیهان منتشر شد

و اما اینك نقد مقاله كه در كیهان سه شنبه 17 آذر ماه88 منتشر شد.

 

 

باسمه تعالی

 مدیر مسئول محترم روزنامه كیهان

برادر گرامی، جناب آقای حسین شریعتمداری،

با اهدای سلام و تحیت؛

 مقاله‌ای با عنوان «زن، اشتغال و خانواده از دیدگاه اسلام» در دو شماره19517 در تاریخ شنبه سی ام آبان ماه 1388 و 19520 در تاریخ سه شنبه سوم آذر ماه 1388 در صفحه7 کیهان منتشر شد که علاوه بر محتوای خوب و مفید علی الخصوص در بخش مقدمه حاوی نکات در خور توجهی بود که در ادامه به برخی از آنان اشاره می‌کنیم، امیدوارم خوانندگان فهیم کیهان، خود پس از مطالعه هر دو مقاله، منصفانه به قضاوت بنشینند. از مسئولین محترم كیهان تقاضامندم تا با چاپ این مقاله با عنوان«نگاهی به مقاله زن، اشتغال و خانواده از دیدگاه اسلام» در همان صفحه وسعت نظر خود را بار دیگر به همگان نشان دهند. پیشتر از فراهم سازی بستر نقد و نظر از شما اصحاب رسانه سپاسگزارم.

نویسنده محترم مقاله «زن، اشتغال و خانواده از دیدگاه اسلام» که _مقاله مذكور حكایت از دغدغه نویسنده از مسائل كنونی جامعه دارد_ در برخی مطالب دچار تغافل شده‌اند و یک سویه به منبر قضاوت نشسته‌اند اگر چه خود معترف است که نه باید دچار افراط شد و نه به حول تفریط چرخید با نگارش این مقاله حدیث امیر المؤمنین(ع) را ناخواسته نقض کرده است با محور قرار دادن نمونه‌ای از چند نابهنجاری در اجتماع دست به نقد حضور زنان مؤمن در جامعه زده است. هدف این مقاله نقد برخی از نظرات نویسنده محترم جناب آقای مجید محمدیان است؛ نه تبیین جایگاه و مقام زن.

نویسنده در قسمتی از مقاله خود عنوان می‌کند: «تشویق زنان به اشتغالات اجتماعی بدون قید و شرط و محول كردن مشاغل گوناگون به آنها و سپردن مدیریت‌ها به زنان خصوصاً مدیریت های كلان نه تنها خدمتی به زنان نیست بلكه خیانت و ظلمی بزرگ به آنان و به كل جامعه بشری است.»

 آقای محمدیان توجه ندارد که «مدیریت بی قید و شرط» برای آقایان نیز مذموم است و در ثانی چرا نباید مدیریت کلان و صدراتهای مملکتی را بدست بانوان سپرد؟ آیا سلیمان پیغمبر که فرماندهی مملکت سبا را_بنا بر قولی كه برخی مفسرین مطرح كرده‌اند[1]_ پس از ایمان آوردن بلقیس، به او باز گرداند در حقش «خیانت» و «ظلمی بزرگ» کرده است!؟! آیا آن پنجاه زن كه بنابر روایات محدثین شیعه[2] و اهل سنت[3] در ركاب یاران اصلی_بخوانید هیئت وزیران_ حضرت صاحب الامر تحت فرماندهی ایشان قرار می‌گیرند مورد ظلم واقع می‌شوند؟؟؟؟!!!(دقت كنید)

آقای محمدیان ما را به قضاوت منصفانه در مورد مقاله خود فرا خوانده؛ ما نیز ایشان و دیگر خوانندگان كیهان را به قضاوت منصفانه دعوت می‌كنیم.

 ایشان بدون اینکه سند معتبری از متون اسلامی ارائه کند می‌گوید: «بدون شك می‌توان گفت كه بهترین و مهمترین نقش زنان درجامعه بشری با توجه به این ویژگی‌ها و براساس آموزه‌های دینی، همانا نقش همسری و مادری است و به جرأت می‌توان گفت كه خداوند آنها را برای ایفای این دو نقش آفریده است» کسی منکر ارزشمندی این دو نقش برای بانوان نیست اما ارتباط این سخنان بدون استناد، به متون اسلامی (و نفی دیگر امور طبیعی كه در پی می‌آید) از زنان تامل برانگیز است. تنها سندی که وی در ادامه مقاله ارائه کرده است حدیثی است از نبی مکرم اسلام(ص) در زمانیکه فعالیت داخل منزل را به صدیقه مطهره(س) می‌سپارند و ایشان از این مسئولیت خرسند می‌گردند، باید به نویسنده محترم گفت: هر فعالیتی که نبی اسلام بر عهده دخترش حضرت فاطمه(س) می‌گذاشتند ایشان خرسند می‌شدند. آیا شما فكر می‌كنید اگر پیامبر مسئولیت خرید بیرون از منزل را به ایشان می‌سپردند حضرت زهرا(س) اعتراض می‌كردند؟! نویسنده می‌گوید: «كارهایی كه نیاز به تفكر و تمركز و توانایی جسمی زیاد دارد، زنان را خسته می‌كند و از عهده و توان آنها خارج است»!!!(دقت كنید) از آن عجیب‌تر اینكه وی بدون ارجاع صحیح به قرآن کریم مردان را از نظر عقلی و جسمی توانمندتر از زنان می‌شمرد و می‌گوید: «مردان در قرآن كریم به دلیل توانمندی‌های بیشتر جسمی و عقلی، سرپرست و نگهبان زنان برشمرده شده‌اند» آقای محمدیان، خواسته یا ناخواسته تفسیری از قرآن ارائه داده كه هیچ خردمندی این ادعا را بدون ذكر دلیل از ایشان نمی‌پذیرد. ایشان نگفته‌اند كه چرا «مردان در قرآن كریم از نظر «عقلی» و جسمی از زنان توانا‌تر هستند»؟ و از كجای آیه‌ای كه ذكر كرده‌اند این برداشت را داشته‌اند!؟ امیدوارم كه در این مورد یا اشتباه كرده باشند یا ذكر دلیل را فراموش كرده باشند!

 در ادامه مقاله با الگو شماری زنان پیامبر برای زنان جامعه به صورت ضمنی پیشنهاد می‌کند كه زنان باید در خانه بمانند حال باید گفت كه با توجه به صدر آیه مذكور آن دستوری خاص، ویژه همسران پیامبر بوده«یا نساءَ النبی[4]» و قابل تعمیم به تمام زنان نیست. برای مثال قرآن کریم زکات دهندگان هنگام رکوع را «ولی» مردم می‌داند.[5] اما با توجه به شأن نزول آیه مشخص می‌شود که این خبر در مورد حضرت امیر المؤمنین علی(ع) است، نه هر کس که در رکوع زکات دهد. (برای مثال عمر بن خطاب در هنگام رکوع چهل انگشتر زکات داد که مصداق آیه قرار گیرد[6] !!!

 از آن گذشته با مراجعه به آیات دیگر قرآن در باره حضور زنان در جامعه می‌بینیم كه خداوند متعال، به زنان فرمان می‌دهد كه با زیور آلات و ... در جامعه حاضر نشوند[7]. مفهوم این آیه( با در نظر داشتن دیگر قرائن) این است كه زنان می‌توانند با رعایت حجاب و شرایط لازم دیگر در جامعه حاضر شوند. برای نمونه در كردار رسول خدا(ص)_كه جزء احادیث محسوب می‌شود_ می‌بینیم که ایشان با حضور زنان در مساجد و معابر مخالفت نمی‌کردند. بارها می‌شد که زنان سؤالات خود را از پیامبر اسلام می‌پرسیدند و مشکلات خود را با ایشان در میان می‌گذاشتند.[8]

نویسنده مقاله «زن، اشتغال و خانواده از دیدگاه اسلام» در بخش دیگری از مقاله خود می‌گوید: «در احادیث وارد شده است که زنان به مانند گل لطیف و ظریف هستند ولی قهرمان نیستند. ]كه بتوانند كارهای سخت و خارج از توان خود را انجام دهند[.»!!! اگر آقای مجید محمدیان ترجمه صحیح واژه «قهرمان» را می‌دانست دچار چنین برداشتی از این حدیث زیبا نمی‌شد. «قهرمان» در زبان عرب به معنای پیشکار، همکار و نوکر است؛ نه به معنای پهلوان و توانمند که نویسنده آن معنا را لحاظ کرده است. در كتب غریب القرآن و غریب الحدیث و دیگر كتب لغت اصیل عربی ذیل واژه «قهرم» آمده است:

« ... و ]فی الحدیث[ كتب الی قهرمانه هو كالخازن والوكیل والحافظ لما تحت یده‌، والقائم بأمور الرجل»[9]

]و در حدیث[  برای «قهرمانه» نگاشت قهرمانه: او مانند خزانه‌دار و وكیل و نگهبان برای آنچه زیر دستش است(می‌باشد) و نیز به كارگزار فرد در كارها اطلاق می‌شود.

در مورد همین واژه در كتاب شریف كافی زمانی كه امام حسن عسكری(ع) صبح زود به خدمتكار خود فرمود تا مبلغی به یكی از طبیبان بدهد، آن طبیب خود نقل می‌كند كه:

ِ فلما أصبحتُ امر قهرمانَه ان یعطیَنی ثلاثة دنانیرَ.[10]

چون بامداد شد،(امام حسن عسكری(ع)) به پیشكار خود، فرمود تا سه دینار به من بدهد.

و در من لا یحضره الفقیه هست كمی خوانیم كه امام زین العابدین(ع):

كان علی بن الحسین زین العابدین _علیهما السلام_ یقول لقهرمانه :  إذا أردت أن تشتری لی من حوائج الحج شیئا فاشتر ولا تماكس.[11]

 امام علىّ بن الحسین علیهما السّلام به كارگزار خویش فرمود:

هر گاه خواستی براى حجّ وسایلی براى من خریداری كنی، آن را بخر ولى با فروشنده راجع به قیمت گفتگو مكن.

بر این اساس، ترجمه قسمت دوم حدیث این می‌شود كه: زنان پیشكار نیستند(كه بشود به آنان دستور داد.) نه اینكه«قهرمان نیستند ]كه بتوانند كار های سخت و خارج از توان خود انجام دهند[»

آقای محمدیان با نقل حدیثی از نبی مكرم اسلام كه می فرمایند:

 «مردانی که خود را شبیه زنان می‌کنند و زنانی که خود را شکل مردان در می‌آورند و کارهای مردانه انجام می‌دهند ملعون و از رحمت خدا به دور هستند» در تلاش است تا هر نوع کاری که مردان انجام می‌دهند از زنان نفی کند عجبا !!! این نویسنده حتی به صدر حدیثی که خود در مقاله نقل کرده است هم توجه نکرده است. پیامبر اسلام در این حدیث اعمال و کارهای مردانه را برای زنان نفی کرده‌اند، مانند پوشیدن لباس مردانه برای زنان، ادا و حرکات مردانه برای زنان و همینطور خنده و پوشش زنانه برای مردان. ایشان دقت ندارد که این جامعیتی که برای این روایت قائل شده مستلزم سختی و حرج است تازه ادعا می‌كند كه«آیات و روایات دیگری در این زمینه وجود دارد كه جهت انحصار]?[ از آن صرف نظر می‌كنیم.»‌ای کاش از آن صرفنظر نمی‌کردید تا برداشت‌های گاه اشتباه شما در مورد آنان هم بیان می‌كردیم. می‌گوید: «تأسف بالاتر این است كه برخی از مسئولان و مدیران كشور و متولیان امور فرهنگی جامعه از صدا و سیما به این تفكر و عقیده باطل دامن می‌زنند و آن را تشویق و تبلیغ می‌كنند.» آنچه ایشان از او تأسف می‌خورند (اشتغال و حضور زنان در جامعه )، یک افتخار برای جمهوری اسلامی است که توانسته است که در سی سال اخیر بستری مناسب و مطابق با موازین اسلامی برای حضور بانوان مؤمن در جامعه فراهم بیاورد، البته ما هم با حضور برخی خانم‌ها در جامعه به شكل کنونی انتقاداتی داریم، اما به هیچ وجه نباید حضور چند تن محدود، خانم و آقا با پوشش ضد ارزش را طعمه برای تیغ انتقادات دشمن قرار داد، این افتخاریست که در ایران اسلامی بانوان هم شایستگی‌های علمی از خود بروز دهند و معلومات خود را در عرصه‌های مختلف علمی، فرهنگی، هنری و... نشان دهند. اینکه « دفاع از حقوق زن در غرب در زمانی شدت گرفت كه كارخانه‌ها به دنبال انقلاب صنعتی، نیاز شدیدی به نیروی كار ارزان قیمت داشتند كه در این رابطه، زنان به عنوان نیروی كار با دستمزد ناچیز شناخته شدند.» حرف درستی است اما مگر در طول تاریخ در همین حوزه‌هایی که گفتید به مردان ظلم نشد؟ مگر اکنون به قشر کارگران زحمتکش فشار نمی‌آید؟ چاره چیست؟ آیه چاره این است که بیاییم با نشر مقالات نسنجیده جلوی فعالیت گروه چشم گیری از اعضای جامعه را بگیریم؟ یا با فراهم کردن بستری مناسب زمینه را برای فعالیت بهتر ایشان فراهم آوریم؟ شما که مقاله‌ای با عنوان«زن، اشتغال و خانواده از دیدگاه اسلام» نوشته‌اید باید بدانید که تاریخ مبداء اشتغال زنان از زمان « انقلاب صنعتی » و نیاز به نیروی کار ارزان قیمت نبوده است بلکه اسلام اشتغال مستقل بعد از تعهدات همسری و مادری زنان با رعایت حجاب و وظایف همسری و رضایت شوهر به رسمیت می‌شناسد و درآمد حاصل از این راه را در انحصار وی می‌داند بطوریکه هیچ کس حق مطالبه آن را ندارد. « زن فرضاً میلیونر باشد و درامد سرشاری داشته باشد و مرد ثروت و درآمد کمی داشته باشد باز هم مرد باید بودجه خانوادگی و از آن جمله بودجه شخصی او را تأمین کند»[12]

آیا این به رسمیت شناختن اشتغال زنان و حضور آنان در جامعه از زبان یک اسلام شناس مسَلم (همچون استاد شهید مطهری) نیست؟؟؟ ممكن است در اینجا كسی بگوید: فرمایش استاد مزهری ناظر به اموال زن است نه فعالیت زن. در پاسخ عرض می‌كنیم مگر می‌شود اسلام اموال و دارایی كسی را به رسمیت بشناسد اما منبع دارایی(اشتغال) وی را به رسمیت نداند.[13]

پس چرا باید به خاطر سوء استفاده چند تن غربی و غرب زده چنان خود باخته شویم كه اسلام را تحریف شده(و همانگونه كه آنان دوست دارند) معرفی كنیم؟ آیا دشمنان نمی‌خواهند كه اسلام از جانب مسلمان واژگون بیان شود تا پس از نقد اسلام تبیین شده علیه اسلام محمدی(ص) تبلیغ كنند و شمشیر بكشند؟ سمینار بگذارند و همایش بپا كنند كه«این اسلام هیچ ارتباطی با حقوق بشر ندارد؟ مقام زن در اسلام چنین است و چنان است»؟!

 برادر عزیز جناب آقای محمدیان آیا فکر نمی‌کنید همین برداشت‌های متعصبانه و غیر محققانه است که گاه اسلام را آنگونه که نیست به عالم معرفی كرده؟ گویا شما از بیم نیفتادن در چاه عمیق و انسان ستیز فمنیست در دام اسلام برانداز تعصب و یكجانبه نگری افتاده‌اید كه لازم است با دید عمیق‌تر و همه جانبه نگری این طرز تفكر را اصلاح نمایید. اهل قلم باید بدانند که مکلفند اسلام عزیز را آنگونه که در مکتب رسول خدا(ص) و اهل بیت(ع) است ارائه کنند.

آن وقت خواهد بود که زمینه‌ی جهانی برای پذیرش اسلام و تشیع فراهم خواهد گشت. بنده ضمن اعلام آمادگی برای پاسخگویی به شبهات احتمالی در مورد آنچه گذشت و اعلام رایانامه خود،  این نوشته را با این حدیث زیبا از امام رضا(ع) به پایان می‌برم که آن معصوم فرمودند: اگر مردم (عالم) زیبایی‌های احادیث ما را دریابند هر آینه (مجذوب) و تابع ما خواهند شد.[14]

والسلام

محمد زندی دلگشا_ دانشكده علوم حدیث



[1] . برای نمونه: تفسیر نمونه، ناصر مكارم شیرازی، ج15، ص484؛ قصص قرآن یا تاریخ انبیاء، سید هاشم رسولی محلاتی، ج2، ص256؛ اگر چه در بازگردانی حكومت پس از ایمان بلقیس در بین مفسرین و مورخین اختلاف است اما در جلال و حشمت داشتن و حاكمیت بلقیس قبل از آشنایی هیچ اختلافی نیست. بنگرید: سوره نمل/ 23.

[2] . أعیان الشیعه، سید محسن امین، ج2، ص84؛ مجمع النورین، ابوالحسن مرندی، ص328؛ شرح احقاق الحق، السید المرعشی، ج13، ص294.

[3] . مجمع الزوائد، الهیثمی، ج7، ص315؛ معجم الأوسط طبرانی، ج5، ص334.

[4] . سوره احزاب/ 32.

[5] . سوره مائده/ آیه55.

[6] . الأمالی، الشیخ الصدوق، مجلس بیست و ششم،  ذیل حدیث193؛ مناقب ال ابی طالب، ابن شهر آشوب، ج2، ص209؛ بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج35، ص183، ح1.

[7] . نور/ 31

[8] . برای اطلاع از یك نمونه كافی است با دقت نگاهی به شأن نزول و متن سوره‌های نور آیه31، مجادله آیه1 بیاندازید.

[9] . النهایة فی غریب الحدیث، ابن الأثیر، ج 4، ص 129؛ مجمع البحرین، الشیخ الطریحی، ج3، ص556؛ نیز در العین، فراهیدی،ج4، ص111؛ لسان العرب، ابن منظور، ج12، ص496؛ تاج العروس، الزبیدی، ج17، ص599؛ ذیل همان: هو المسیطر الحفیظ علی ما(او من) تحت یدیه. 

[10] . الكافی، ج1، ص513.

[11] . من لا یحضره الفقیه، ج3، ص197

[12] مجموعه آثار استاد شهید مطهرى، ج‏19، ص219.

[13] . تنها ارث زن است كه از راه غیر اشتغال اینچنین به دستش می‌رسد كه می‌دانیم بخش اندك و مقطعی درآمد او را تشكیل می دهد.

[14] . معانی الاخبار، الشیخ الصدوق، ص180.