تبلیغات
محدث - اصل کیفیت استخدام وسیله
سه شنبه 1 بهمن 1387

اصل کیفیت استخدام وسیله

سه شنبه 1 بهمن 1387

نوع مطلب :

باسمه تعالی

 

دوستان عزیز سلام!

 

از شما بابت اینکه برای خواندن این مقالات وقت صرف می‌کنید و ارزش قایل می‌شود تا اینکه این مطالب را بخوانید به سوالات مطرح شده پاسخ بدهید خیلی ممنون و متشکرم.

 

اینبار در این صفحه می‌خواهیم با هم یکی از اصول عملی و شاید مهمترین اصل عملی را در مورد سیره ائمه(البته بر اساس آنچه در درس سیره پیشوایان دین خوانده ایم) مرور نماییم....

 


باسمه تعالی

 

دوستان عزیز سلام!

 

از شما بابت اینکه برای خواندن این مقالات وقت صرف می‌کنید و ارزش قایل می‌شود تا اینکه این مطالب را بخوانید به سوالات مطرح شده پاسخ بدهید خیلی ممنون و متشکرم.

 

اینبار در این صفحه می‌خواهیم با هم یکی از اصول عملی و شاید مهمترین اصل عملی را در مورد سیره ائمه(البته بر اساس آنچه در درس سیره پیشوایان دین خوانده ایم) مرور نماییم.

موضوع این مقاله را بررسی" اصل کیفیت استخدام وسیله"  قرار دادم تا از طرفی این اصل مهم عملی را بار دیگر با هم مرور کنیم و در ذهن همه ما مرور شود و هم اینکه سوالاتی در مورد این مقاله در پایان از محضر شما دوستان بپرسم و پاسخ را برای دیگر دانش پژوهان به نمایش بگذارم./

 

 

 

 

 

 

"اصل کیفیت استخدام وسیله"

 

در این باره ابتدائاً باید عرض کنم که من هر قدر در منابع در دسترس خودم گشتم با این عنوان"اصل کیفیت استخدام وسیله" هیچ مطلب قابل قبول علمی و مقاله منتشر شده ای نیافتم.

تنها استاد دانشمند و فرزانه جناب علامه شهید مرحوم مرتضی مطهری(اعلی الله مقامه) در کتاب خویش(سیری در سیره نبوی) بحثی را ذیل این عنوان مطرح نموده اند.و استاد فرزانه و عالی قدر جناب آقای دلشاد تهرانی نیز در کتاب خویش(سیره نبوی) و در جزوه  دانشكده مجازی علوم حدیثعنوان نموده اند.(به دوستان محترم موکداً توصیه می‌نماییم قبل از قرائت این مطلب جزوه درسی دانشکده مجازی علوم حدیث را مجدداً مطالعه نمایند.

 

 

 

 

نکته بعدی که در بخش مقدمه با دوستان در میان می‌گذارم این نکته است که:

 

آیه51 سوره مبارک کهف می‌فرماید:

و ما کنت متخذ المضلین عضداً.

 

است که ما دلالت این آیه مبارکه را با در تفاسیر بر اصل مذکور پذیرفته ایم.(اما برخی دیگر از آیات را نیز باید در این زمینه مورد بررسی قرار داد.)

یکی از ایاتی که ما در دوران دبیرستان در کتاب های درسی مطالعه نموده ایم این است که به آیه نفی سبیل مشهور است:

و لن یجعلَ الله للکافرین علی المومنین سبیلاً.

فقها و مفسرین_علیهم سلام الله_ از این آیه شریفه اصل و قاعده مهم نفی سبیل را استنباط نموده اند.

بر اساس این اصل هیچ راه و طریقی در مورد اینکه کفار بر مومنین تسلط یابند(اعم از راههای فرهنگی اقتصادی و حکومتی و ...) وجود ندارد.(برای اطلاع دقیق تر از این اصل به کتاب های درسی گذشته در سال سوم دبیرستان مراجعه فرمایید.)

 

اما شاید بتوان این چنین برداشتی هم ارائه نمود که:

اگر کفار بخواهند بر مومنین تسلط یابند تمام راهها و استفاده ازامکانات(البته به ترتیب) باز است.

البته اگر می‌توان با مذاکره مساله حربی را حل و فصل نمود اجازه استفاده از ابزارکشتار نیست.

 

2.آیه دیگر که ما را این مساله یاری می‌نماید:  آیه 60 سوره مبارکه انفال است که می‌فرماید:

 

و اعدوا لهم ما استطعتم من قوه و من رباط خیل ترهبون به عدو الله و عدوکم.

 

 

در این آیه خداوند می‌فرمایند: از هر آنچه استطاعت دارید(با ذکر موصول عام ما استفاده نمایید تا در دل دشمن خدا و دشمن خود رعب و وحشت بیاندازید.

ایجاد رعب و ترس در دل دشمن هدف عالی شمرده شده است. که وسیله  تحت الشعاع آن قرار گرفته است.

 

 

 

تذکر:

ما این آیه را با همین استنباط به یکی از اساتید دانشمند عرضه نمودیم.

ایشان فرمودند: این آیه عام است و توسط آیه(ولا تعتدوا) تخصیص خورده است.

اما به نظر می‌رسد که آیه وَقَاتِلُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ الَّذِینَ یقَاتِلُونَكُمْ وَلاَ تَعْتَدُواْ إِنَّ اللّهَ لاَ یحِبُّ الْمُعْتَدِینَ ـسوره مبارکه بقره آیه ۱۹۰ـ در مورد پس از تسلیم اسارت و تسلط بر دشمن است. یا در حین جهاد اما با رعایت مراتب.

در واقع به این معنا که: ما می‌توانیم پس از طی مراتب و با هر وسیله ای به دشمن خدا و دشمن خود تسلط یایبیم اما

 

اگر بر ایشان مسلط شدیم یا اگر می‌توان با وسایل ساده و عرفی این كار را انجام داد   اجازه زیاده روی نداریم و باید به اذن معصوم یا مجتهد جامع الشرایط بر نفس و مال و ... ایشان تسلط یابیم. مثلاً بدون دلیل نمی توانیم مال ایشان را ضبط کنیم. حق اهانت بر مال و ناموس آنان را نداریم.و ... .

 

اما نمی توانیم در زمانی که دشمن ما از سلاح کشتار جمعی استفاده می‌کند و در حال ریختن اتش است و در یک قدمی ماست دست بر روی دست بگذاریم و بگوییم ما نمی توانیم از سلاح گسترده استفاده کنیم!!!.

 

استدلال دیگر استناد به قاعده بسیار مشهور و مقبول " لا ضرر" است.

فقها بر اساس حدیثی منقول از پیامبر اعظم اسلام و امام صادق-ع-  و با استفاده از دیگر قواعد و شواهد  این قاعده مهم را از متون اسلامی ما استنباط نموده اند.

بر اساس این قاعده(اجمالاً عرض می‌کنیم که) هر کاری که باعث شود به اسلام و مسلمین(و یا مومنین) ضرر وارد شود از نظر قائلین مسقوط است.

 

یک سوال:

آیا شما دوستان قبول دارید که می‌توان(امکان داشتن و نه فعلاً اجازه داشتن) با استفاده از وسایل غیر شرعی به اهداف شرعی دست یافت.؟؟؟

حتماً پاسخ شما بله است.اما می‌فرمایید اگر چه می‌توان اما شارع به ما اجازه چنین کاری را نداده است.

 

پاسخ ما:

چه ضرر و زیانی بالاتر از اینکه اسلام به هدف خود یعنی توحید اجرای احکام جهانی شدن و اقامه عدل و ... نرسد؟

 

______________ 

 

نتیجه اجمالی:

اکنون که این قاعده را از منظر دو آیه و یک قاعده فقهی به دید خود بررسی و مرور نمودیم اجازه بدهید که نتیجه گیری نماییم تا بعداً در این باره با هم بیشتر سخن بگوییم.

 

برای رسیدن به اهداف اعلی و متعالی اسلام ممکن است راههای زیادی وجود داشته باشد. که اگر راه شرعی و ابتدائی ان وحود داشت ما هرکز اجازه نداریم از راه غیر شرعی به ان هدف برسیم.

 

اما رسیدن به هدف اعلی از قبح وسیله بود و وصول به هدف مذکور واجب عینی هم شد راهی هم از غیر وسیله قبیح برای رسیدن به ان نداشتیم باید از همان وسیله قبیح به اندازه کافی(نه بیشتر) استفاده کرد و به هدف رسید.

 

مثلاً

الف: حیات و جان مومن محترم است و هیچ کس اجازه خود کشی ندارد.

ب: استفاده از گوشت میته هم در اسلام حرام است.

اما اگر حیات انسان در مخاطره افتاد هیچ طعامی هم برای ادامه حیات جز استفاده از میته وحود نداشت ما باید از آن گوشت به اندازه زنده ماندن در آن نوبت تغذیه کنیم.(به همان مقدار و نه بیشتر.)

 

 

1. دوست دارم در بخش نظرات مانند همیشه از نظرات خوب و صادقانه شما دوستان عزیز در مورد این مطلب بیشتر آگاه شوم.

 

2.به نظر شما آیا می‌توان ایه لا تعتدوا را مخصص آیه سوره انفال دانست؟

 

3. با فرض اینکه من درست استنباط نموده باشم چگونه سخنان بالا را می‌توانیم با آیه51 سوره مبارکه کهف جمع نمود؟

 

4. مهمترین اشکال استنباط و مفروضات من در چیست؟