تبلیغات
محدث - كدام جشن كدام مراسم؟!
دوشنبه 30 فروردین 1389

كدام جشن كدام مراسم؟!

دوشنبه 30 فروردین 1389

نوع مطلب :

به نام خدا

در پی بحث هایی كه در وبلاگ خانم نجفی راغب در مورد چارشنبه سوری به وجود امده بود ایشان به اشكال من پاسخ دادند و پاسخ زیر پاسخ دوم ایشان است.

كه مطمئنم از متن زیر ناراحت نمی شوند و پاسخی منطقی ارائه خواهند كرد.

 

كدام جشن؟ كدام مراسم؟![1]

شاید اگر سركار خانم نجفی راغب عضو شورای اسلامی شهر همدان نبودند و یا مساله به اجرای مراسم چهارشنبه سوری و 13 فروردین ختم می شد و بحث خرافه مطرح نبود، پرداختن به این مساله در این حد، اهمیتی نداشت.

اما امروز ایشان عضوی فعال در این شورا هستند كه گه گاه در كنار سفرهای خارج و داخل در رابطه با كار شورای شهر همدان، نظرات شاذ و نادری در مورد مسائل اجتماعی و فرهنگی ارائه می كنند. و از طرفی هم مساله به از روی اتش پریدن و سبزه گره زدن ختم نمی شود

این عضو محترم شورای اسلامی شهر همدان در یادداشت روز چهارشنبه آخر سال 88در وبلاگ خود در مورد برخورد و راهكار مواجهه با این خرافه بی اساس( چهارشنبه سوری) می گوید:

«اگر سالها به جای تلاش برای حذف این جشن باستانی و مردمی، به اجرای درست و شادی آفرین مراسم همت گماشته می شد و صداوسیما  مرتبا به  جای نهی از منکر! و اصراری بیهوده مبنی بر عدم برگزاری جشن توسط مردم، به معرفی درست این جشن و آیین های شاد آن می پرداخت، امروز شاهد مراسمی واقعا در خور یک ایرانی با تمدنی هزاران ساله بودیم».

 

در مورد این روز نظرات مختلفی وجود دارد، یعنی در مورد نحوه اجرای مراسم! برخی می گویند چهارشنبه سوری باید ترقه بازی كرد و آتش بازی كرد باید آتش درست كرد و از روی آن پرید آخه نیاكان ما اینچنین كاری می كردند! آنان از روی آتش می پریدند و «سرخی تو از من و زردی من از تو» می گفتند!

خوشبختانه رسانه ملی مخصوصاً در چند سال اخیر گزارشات و برنامه های مناسبی در مورد مضرات و آسیب های جدی این نوع مراسم پخش كرده است. كه عمدتاً در بر دارنده بعد زیان های جسمی و خطرات جانی و مالی مراسم بوده. همین باعث شده برخی افراد ساده انگار خیال كنند تنها این بعد از مراسم است كه منفی است. پس می توان با حذف این بعد مراسم چهارشنبه سوری خوب و شادی افرینی داشت. سركار خانم مهرنوش نجفی راغب عضو شورای اسلامی شهر همدان و وكیل دادگستری در آخرین پست وبلاگ خود وظیفه صدا و سیما و كلاً رسانه ها را در مورد شب چهارشنبه سوری را(كه البته مقاله ایشان تنها و تنها بهانه ای برای نگارش این مقاله توسط من بود) اینگونه می شمارد:

 اما درست ماجرا این است كه سوزش در آتش و از دست دادن چشم و شنوایی و دست و پا در آستانه عید سعید باستانی تنها و تنها بخش كوچكی از معایب این مراسم است كه تقریباً همه ما با این بخشش آشنایی داریم.

ای كاش این عضو محترم شورای اسلامی شهر همدان كمی از فلسفه آتش درست كردن(كه قطعاً جزء لاینفك این مراسم است) با خبر می بودند. یا از خودشون در مورد علت نام گذاری چهارشنبه اخر سال به این روز یا به قول ایشون «این جشن باستانی و مردمی» سؤال می كردند. یا حد اقل كمی از مراسمی كه خوشون اجرا كرده اند و پیشنهاد هم می كنند كه صدا و سیما به جای نهی از منكر انان  را ترویج كند را در وبلاگ خود به همراه علت ان مراسم بیان می كردند تا ما هم از سردر گمی بیرون می آمدیم.

مساله اینجاست كه ماجرا د راینجا ختم نمی شود و زمانی هم كه به ایشان یاداوری می شود می گویند:

«این مراسم با هر فلسفه ای که بوده باشد[?!] با وجود اینکه سالهاست برای عدم برگزاری آن تلاش شد) اما امروز می بینیم که هنوز به صورت گسترده توسط خود مردم در همه ی شهرها و روستاها برگزار می شود. و حتی تا چند سال پیش با شدت تمام از برگزاری این مراسم جلوگیری می شد تا همین ۴ یا ۵ سال پیش در همدان بلوار ارم را می بستند که مردم برای برگزاری مراسم تجمع نکنند. اما امروز به دلیل ناکارا بودن آن ایده، ممانعت خاصی در این مورد از سوی نیروی انتظامی دیده نمی شود[?!]

باید گفت اگر ممانعتی از سوی نیروی انتظامی در این راستا شكل گرفته باشد برای اجرای «جشن و مراسم پیشواز!» نبوده است.

حتما شما كه خود به عنوان یك مسئول كه در همدان حضور دارید، مطلعید كه چه تعرضات و مفاسدی در این تجمعات رخ می دهد. (كه در این كوتاه مجال پرداختن به ان نیست.) حضور نیروی انتظامی در این اماكن صرفاً برای جلوگیری از این مفاسد است.

كی و كجا  دیده شده این نیرو با كسی كه در حال عبور از خیابان و یا اجرای جشنی درست و معقول است برخورد كند؟! نیروی انتظامی وظیفه اش برخورد با سالبان آسایش مردم است و خدا نكند كه روزی «ممانعت خاصی از سوی آنان در این راستا دیده نشود!»

ایشان در ادامه راهكار فرهنگی خود برای مراسم خرافی چهارشنبه سوری اذعان می كنند:
«حال که برگزاری این مراسم با عنوان جشنی قدیمی و با بهانه ی پیشواز عید نوروز و سال نو از سوی مردم صورت می گیرد و حذف آن هم موفقیت امیز نبود، پس بهتر است که این مراسم هدایت شود. به این سمت که ایده های غلطی همچون ترقه و ... حذف شود نه اینکه کل جشن را حذف کنیم»در هر صورت مردم نیاز به شادی دارند.
Bottom of Form

از اتهام وارد كردن به نیروی انتظامی كه بنا بر شواهد و امار اقدامات وسیعی برای جلوگیری از این مراسم مردم ازاری  چهارشنبه سوری كه بگذریم آیا می توان اقدامات صدا و سیما مبنی بر جلوگیری از اسیب های لا اقل جانی و فرهنگی این مراسم را نادیده گرفت؟ آیا این خود «هدایت» محسوب نمی شود؟!

اینكه «مردم نیاز به شادی دارند» حرف كاملاً درست و متینی است.اما شادی هم باید همراه با مبنای عقلایی باشد. این چه شادی است كه این همه خسارات برای خود افراد و دیگریان به بار می آورد.!

اگر چه خود ایشان در این یادداشت اشاره كرده اند كه باید « ایده های غلطی همچون ترقه و ... حذف شود» (كه این اشاره از ایشان جای تقدیر دارد) اما باید یاداور شد كه كل مراسم آتش بازی و چارشنبه آخر سال «ایده غلط» هستند و هیچ مبنای عقلایی ندارد.

نمی دانم چرا این دسته از افراد و مسئولین اینقدر متحجر هستند؟ اما تحجر از نوع مدرن و سوپر 2000!  به نظر شما اگر از فلسفه و یا علت انتخاب روز «چهارشنبه سوری» و یا «سیزده به در باستانی!» و پریدن از روی آتش در «مراسم شادی افرین» را بپرسی چه پاسخی خواهند داد؟ علت سمنو پختن و سبزه گره زدن را بپرسی چطور؟!!

واقعاً جای لذت و افتخار دارد كه انسان زمانی كه در مورد این مراسم و مراسم های مشابه به سراغ منابع اسلامی می رود می بیند چقدر زیبا، امامان ما در هر زمانی مردم را از خرافه پرستی منع فرمده اند. برای نمونه در اینجا فرمایش استاد مطهری را در همین مورد عیناً نقل می كنم كه فرمودند: «ما چند روایت داریم كه مربوط به زمان حضرت هادى است چون عصر ایشان بیشتر عصرى بوده است كه نجوم احكامى آمده است و این حرفها را سؤال مى‏كرده‏اند. احمد دقّاق بغدادى گفت: «كَتَبْتُ الى‏ ابِى الْحَسَنِ الثّانى أسْئَلُهُ عَنِ الْخُروجِ یَوْمَ الْارْبَعاءِ لایَدورُ» از امام هادى از چهارشنبه آخر ماه سؤال كردم.

. فرمود: هركسى كه به رغم مردمى كه این جور فكر مى‏كنند و فال بد مى‏زنند مخصوصاً روز چهارشنبه آخر ماه (یا آخر سال) بیرون برود یعنى به خدا توكل كند، خداوند در ازاى این توكل و این مخالفت با اهل تطیّر، او را از هر آفت و بیماریى حفظ مى‏كند.[2]

انسان زمانی بیشتر تعجب می كند كه در ابتدا فكر می كند این نوع افكار متعلق به قشر غیر فرهنگی! و یا پایین شهر جامعه است. اما با گذری به بخش بالا شهر جامعه و به اصطلاح فرهنگی نشینان جامعه انسان می بیند انان هم در سادگی دست كمی از پایین شهر ندارند.. فقط با وسایل پیشرفته تری كارهای ساده لوحانه انجام می دهند. اما در عمق عمل تفاوتی بین بالا و پایین نشینان مشاهده نمی گردد.

آورده اند كه: روزی دراز گوشی چشمش به اسبی افتاد. دستش را به روی دستش زد و با آهی حسرت‌آمیز گفت: ای كاش من هم تحصیلاتم رو ادامه می دادم!

در پایان امیدوارم این مسئول محترم و تمام اعضای جامعه فرهنگی همدان از این پس با دقت بیشتری به نقد و انتقاد مسائل موجود جامعه بپردازند و از موجی كه می رود ما را ناخواسته پیرو سنت های نادرست گذشتگان نماید پیاده شوند مبادا كه مصداق آیه قران كه می فرماید: و چون به آنان]كه تفكر نمی كنند و نادانسته دنبال سنت های گذشتگان خود می روند[ گفته شود: به سوى آنچه خدا نازل كرده و به سوى پیامبر [ش‏] بیایید، مى‏گویند: آنچه پدران خود را بر آن یافته‏ایم ما را بس است.[3] قرار گیریم.

ان شاء الله

 



[1] . محمد زندی دلگشا

[2]. مجموعه‏آثاراستادشهیدمطهرى، ج‏25، 409

[3] مائده؛ 104