تبلیغات
محدث - با پیروان دیگران مذاهب چه می شود؟
شنبه 30 مهر 1390

با پیروان دیگران مذاهب چه می شود؟

شنبه 30 مهر 1390

نوع مطلب :

 

به نام خدا

با عرض سلام خدمت شما خوانندگان محترم.

چند روز قبل با یکی از دوستان عزیز و دانش‌پژوه که مشغول صحبت بودیم ناگهان یکی از شبهات قدیمی کلامی به ذهن ما رسید. اینکه آیا افرادی که معتقد به سایر ادیان هستند نیز بایستی معتقد به دین اسلام باشند؟ یا خیر؟

از آنچه که دوست ما دارای تحصیلات عالی در زمینه حقوق (خصوصی) است ما در آن جلسه این موضوع را با رویکرد حقوقی بررسی کردیم.

این بحث فواید و نتایج زیادی به همراه دارد. مثلاً اساساً اگر کسی معتقد به بنیان رفتاری نبود آیا می‌توان او را به دلیل استنکاف از آن رفتار مورد تعقیب قرار داد؟ و فواید بسیار زیادی که در ادامه به گوشه‌ای از آن خواهیم پرداخت.

بعد دیگر این بحث که بعد اعتقادی و کلامی است هم این است که: آیا شریعت اسلام می‌تواند دیگر ادیان را مجبور به پذیرش اسلام کند یا خیر؟

نکته‌ای که به نظر ما می‌رسد این است که اثبات نقلی درون دینی اینکه دین اسلام به دیگر ادیان فرمان پذیرش اسلام را داده است (هو الذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله) و همه را به اسلام فرا می‌خواند (ان الدین عند الله الاسلام) و پیامبران دیگر ادیان را هم مسلم می‌داند (آل عمران 67) از نظر اسلام کاملاً پذیرفته شده است. اما باید یا از نظر عقلی محض، این موضوع را سنجید یا از آثار و تبعات آن این نکته را ارزیابی کرد.

ارزیابی این موضوع.

اجازه دهید ارزیابی این موضوع را با چند پرسش و پیش‌فرض آغاز کنیم. فرض می‌کنیم که ما پذیرفتیم که نیاز نیست همگان تابع اسلام باشند و هر کس طبق دین خود باید عمل کند. حال در این صورت:

1.        اگر تنها مؤمنان و مسلمانان هستند که باید اسلام و احکام آن را بپذیرند، آیا مسیحیان و یهودیان در مقابل احکام اسلام آزادند و می‌توانند به کارهایی بپردازند که در دین (تحریف شده) خود آزاد است و در اسلام جرم؟ مانند بی حجابی و لواط؟(برای مثال تلمود: یهودى حقّ دارد، زنهاى غیر مؤمنه را به غصب برباید و زنا و لواط به غیر یهودى عقاب و كیفرى ندارد.)

 2.        در مورد مواردی که قباحت آن را ذاتاً خود عقل مورد پذیرش قرار می‌دهد مانند قتل و سرقت، این ادیان چه نوع مجازاتی پیش بینی کرده‌اند؟ (البته این سوال آنجا مطرح می‌گردد که اصل مجرمانه بودن این دست افعال در این ادیان پذیرفته شود) زیرا تعیین جرم بودن یک فعل، کافی نیست. باید در این ادیان مطرح گردد که فاعل تحت چه شرایطی و چگونه به کیفر خود برسد! از سویی دیگر هم باید کیفر را معین نمایند. که در انجیل و آثار کنونی غیر اسلامی چنین موضوعی بحث نشده است.

3.        ظاهراً دوستان خوب ما همه چیز را احوال شخصیه پنداشته اند که می‌گویند: «باید با همه ادیان و پیروان آنان مانند خودشان رفتار کرد!» اما همه مسائل مانند احوال شخصیه و ارث نیست! اگر یک مسیحی مثلاً به یک مسلمان تجاوز کرد او را چه کنیم؟ اگر با رضایت خود مسلمان! این کار انجام شد، با مسیحی چه کنیم؟ در مورد جرایم جدید مانند حقوق مؤلفین با پیروان دیگر ادیان چه کنیم؟ فرضاً که دوستان ما برای سفر علمی به خارج رفته‌اند. اگر در آنجا کسی جرمی علیه ایشان مرتکب شد و فعل حرامی انجام داد (مثلاً خدای ناکرده به نوامیس آنان نگاه آلوده کرد) آیا آن مسیحی قابل مجازات نیست؟ فرضاً که پذیرفتیم طبق قانون ما قابل مجازات نیست! آیا خدا هم با یک مسیحی که افعال پیش گذشته را مرتکب می‌شود و به دین (تحریف شده) خود استناد می‌کند هم نباید کاری داشته باشد؟

4.        کسی که قائل به مسیحیت است باید مفاد انجیل را هم بپذیرد. اگر چه ما قائل به تحریف لفظی انجیل هستیم اما بر اساس آنچه در انجیل هست در آن بشارت‌هایی به پیامبر اعظم داده شده است.

برای اطلاع بیشتر در این مورد می‌توانید این مقاله را مطالعه نمایید.